محمد چوپانی، پیشکسوت تکواندو و مربی تیم تکواندو بهنام:

به عشق تکواندو و رفاقت بازی می کردیم.

 

اشاره:

زمانی که لیگ تهران حرف اول را در تکواندوی ایران میزد و هنوز قهرمانان تکواندو از قِبل این ورزش اسب سوار نشده بودند!  تیمی وارد میدان اصلی تکواندوی ایران شد که اسباب شگفتی همگان گردید. تیمی به سرمربیگری علی حق شناس که در ۲۳ سالگی تکواندوی دانشگاه آزاد را در لیگ دو، قهرمان کرده بود و حالا در ۲۴ سالگی در آستانه ی قهرمانی تیم جوان و تازه وارد خود، در جمع مدعیان ریشه دار لیگ تکواندو بود. تیمی که نه سالن اختصاصی و نه بودجه دولتی نه مشوقی و نه هیچ گونه  امکانات رفاهی. سرمایه این تیم به قول این مربی قدیمی تنها یک چیز بود، عشق بی آلایش به تکواندو و رفاقت ... با استاد محمد چوپانی پیشکسوت ارزنده تکواندو ایران و قهرمان پیشین چندین دوره ی تکواندوی کشور و تهران که سابقه سال ها حضور در بهترین تیم های تکواندوی کشور را دارد، به عنوان مربی – بازیکن تیم تکواندوی بهنام گفت و گویی را انجام داده ایم تا از خاطرات آن تیم شگفتی ساز برایمان بگوید، که درپی می آید.

* جناب چوپانی شما در تیم بهنام چه سمتی داشتید؟

- من به عنوان مربی و وزن اول تیم در این مسابقات حضور داشتم.

* اگر ممکن است بفرمایید تیم بهنام چگونه شکل گرفت؟

- استاد حق شناس سال قبلش [۱۳۷۷] تیم دانشگاه آزاد را بسته بود و در دسته دو قهرمان کرده بود، ولی برای دسته یک توافق نکردند یعنی پشت ایشان را خالی کردند. بهترین بازیکنان ایران از جمله چند ملی پوش را گرفته بودیم که همه رفتند. ولی علی آقا [حق شناس] گفت که من خودم این تیم را می بندم و می آورمش بالا که همین کار را هم کرد.

* چه نفراتی تیم را شکل می دادند؟

- اسمی های تیم من بودم و مومنه و نوروزی که از شاگردای علی آقا تو تیم نیرو زمینی بودند و خود ایشان هم، هم کوچ می کرد و هم خودش در دوتا وزن (ششم و هفتم) بازی می کرد که کار بسیار سخت و طاقت فرسایی بود. پنج تا از شاگردان خوبش که از سفید با ایشان بودند هم تو ترکیب تیم بازی می کردند.

* تیم کجا تمرین می کرد؟

- تو کلاس خود آقا سید [حق شناس] در باشگاه شهاب، سر سی تیر بعد از پل حافظ تمرین می کردیم. جمعه ها هم تیم را می بردیم پارک ملت و لاله تمرین می دادیم.

* داوری ها چطور بود؟

- آن زمان مثل الان این قدر رسانه نبود و برخی هرکاری می خواستند می کرند. نمی دانم چرا از بازی چهارم - پنجم که دیدند داریم امتیاز درو می کنیم، داوری ها بد شد! تا رسیدیم به بازی با پاس.

* از آن مسابقه بفرمایید که خیلی سرو صدا به پا کرد.

- استاد مرتضی کریمی که ارتباط خوبی با همه دارند، سنگ تمام گذاشته بودند! این بازی را با دو تا دوربین از بالای سالن و کنار زمین فیلم گرفتیم. هر کارشناسی می خواهد بیاید قضاوت کند، ببینند کدام تیم بازی را برده است. تلویزیون هم مستقیم پخش می کرد. من و وزن دوم را مساوی دادند و با اخطارهای بی جهت بازنده اعلام کردند. وزن سوم ما برد. وزن چهار ما باخت. وزن پنجم ما برد، ولی درست وسط مسابقه ی خود علی آقا، اعلام کردند که بازی وزن پنجم به نفع پاس برگشته است! علی آقا گفت تیم رو بکشیم بیرون و با صدای بلند گفت: «اگه نمیخواهید باشیم ما میرویم...» که چند تا ریش سفید و قدیمی پا درمیانی کردند... خلاصه به نامردی بازنده مان کردند و بعدش همان جا استاد حق شناس را بهترین مربی اعلام کردند!... چون بعضی ها می خواستند با پول و زور قهرمان بشوند.

* چگونه شد که خود پاس در آن رقابت ها سوم شد.

- بعد از آن مسابقه، تمرینات سخت تر شد، سید [حق شناس] چنان تیم را تمرین داد و روز آخر تیم را هم قسم کرد که بهمن را با مربیگری استاد حسن عسگری 7-1 شکست دادیم و با هما با مربیگری استاد ذوالقدر 4-4 کردیم. بعد از بازی با هما آقای ذوالقدر به سید گفت: «باید بیایی در تیم ملی مربیگری کنی...» هما هم پاس را شکست سختی داد. قهرمانی حقمان بود ولی با مشکلات زیاد نائب قهرمان شدیم.

* آیا تیم بهنام از جایی حمایت مالی می شد؟

- ابداً. همه این تیم ها بودجه دولتی داشتند، ولی ما به عشق تکواندو و رفاقت خالصانه مان بازی می کردیم. اگر حقمان را نمی خوردند قهرمان بودیم. روز آخر لیگ بزرگان پاس و سردار ... و برخی دیگر خیلی تلاش کردند و لابی کردند ...، ولی کاری کردیم که جای حرف نگذاشتیم. آخر برای بعضی ها خیلی زور داشت که یک تیم در سال اول حضورش در دسته دو قهرمان بشود، سال بعدش در دسته یک هم بیاد قهرمان بشود؟!... سرمربی پاس [مرتضی کریمی] از ناراحتی نیامد رو سکوی سومی بایستد. فصل بعد هم به علی آقا [حق شناس] پیشنهاد کاپیتانی پاس را داد، با قرارداد بالا ولی ایشان قبول نکرد.

* چه خاطره خوبی از آن سال دارید؟

- آن سال [۱۳۷۸] همه اش برای من خاطره بود، ولی بهترین خاطره من شکست دادن وزن اول تیم هما بود، که از دوستانم بود و ملی پوش تو جام جهانی قاهره ... این را هم باید بگویم که قرار بود استاد حق شناس بهترین مربی سال بشود، ولی چون تیم به هلند اعزام کرده بودیم، استاد سعید مهیمن به ایشان گفت: «تو را بهترین مربی گذاشتیم ولی آقای پولادگر که قراره با آقای مختار کلانتری بیایند مراسم اختتامیه، به خاطر اعزام هلند با این انتخاب مخالفت کرده است ...»!! آقای حق شناس و آقای پولادگر هم، برخورد خیلی سردی با همدیگر روی سکو داشتند که همه متوجه شدند. فکر کنم فیلم این برخورد هم موجود باشد.

* بسیار از شما سپاس گزاریم.

- من هم از شما ممنونم.


تهیه و تنظیم: هواداران اولین نهاد مدنی ورزش ایران.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 تیر 1393    | توسط: کمیته فرهنگی جمعیت سازمان های غیر دولتی ورزش ایران    |    | نظرات()